درمیان کشورهای غرب آسیا،ایران بیشترین تنوع زبانی را دارد با ۱۰زبان زنده که هرکدام میلیون ها متکلم دارند. این زبان هاعبارتند ازفارسی ، ترکی ، کردی ، عربی ، بلوچی ، ترکمنی ، مازندرانی ، گیلکی ، لری و طالشی .
در کشور کثیر المله ایران با چنین تنوع زبانی و فرهنگی ، هر سال اول ماه مهر و بازگشائی مدارس با آموزش انحصاری زبان فارسی ، برای میلیون ها دانش آموزی که وارد وارد سیستم آموزشی می شوند و زبان مادری شان فارسی نیست ، نقض آشکارحقوق کودک و حقوق بشراست و یک بی عدالتی بزرگ محسوب می شود زیرا از یکصد سال پیش تنها زبان فارسی رسمی و زبان آموزشی شده و آموزش به بقیه زبان ها ممنوع ممنوع گردیده و عدالت آموزشی در ایران را از بین برده است.
ممنوع بودن آموزش به زبان مادری در ایران ، به تدریج کسانی را که زبان مادری شان فارسی نیست به حاشیه می راند و از داشتن شانس برابر با فارس زبان ها درپیشرفت های علمی ،اجتماعی واقتصادی محروم می کند. ما در دورانی زندگی می کنیم که سیستم چند زبانی و چند فرهنگی دراغلب کشورهای جهان پذیرفته شده و در کنار زبان مشترک ، آموزش زبان های ملی دیگر نیز رسمیت یافته است.
دولت ایران منشورجهانی حقوق بشر ، میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی و همچنین کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده است. ماده ۲۶ منشورجهانی حقوق بشر و ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی به حق بهرهمندی ازآموزش و پرورش ابتدایی رایگان و اجباری تاکید دارند. اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای ملی، اتنیکی، دینی و زبانی (مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲)هم بهطور مستقیم بر موضوع حق آموزش به زبان مادری تأکید دارد.
ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی می گوید:
در کشور هایی که اقلیتهای اتنیکی، دینی یا زبانی وجود دارند، اشخاص متعلق به این اقلیتها نباید از حق داشتن فرهنگ خاص خود، یا اظهار و اجرای دین خود، یا استفاده از زبان خود، محروم شوند».
در ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک (مصوب ۱۹۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل) نیز آمده :
دولتهای عضوحق کودک به آموزش را به رسمیت میشناسند و برای تحقق تدریجی این حق بر اساس فرصتهای برابر به ویژه اقدامات زیر را معمول خواهند داشت :
الف) آموزش ابتدایی را برای همه اجباری و رایگان میسازند.
ب) اشکال گوناگون آموزش متوسطه (اعم از عمومی و حرفهای) را توسعه میدهند و دسترسی همه کودکان به آن را با اتخاذ تدابیر مقتضی (مانند رایگان کردن و کمکهای مالی) تضمین میکنند.
ج) آموزش عالی را بر پایه توانایی به همه با شرایط برابر دسترس پذیر میسازند.
د) اطلاعات و راهنمایی آموزشی و شغلی را برای همه کودکان در دسترس قرار می دهند.
هـ) تدابیری برای کاهش ترک تحصیل و منظم کردن حضور در مدارس اتخاذ میکنند.
و ماده ۳۰ کنوانسیون تاکید می کند که کودکانی که به اقلیتهای اتنیکی، دینی یا زبانی تعلق دارند، حق دارند همراه با سایر اعضای گروه خود از فرهنگ، دین و زبان خویش استفاده کنند.
در حال حاضر سیستم آموزشی جمهوری اسلامی ایران هیچ یک ازتوصیه های کنوانسیون حقوق کودک را رعایت نمی کند. قوانین بین المللی ،آموزش به زبان مادری را ، جزئی ازحقوق بنیادی کودک می دانند اما جمهوری اسلامی ایران نه تنها آموزش به زبان مادری را بر نمی تابد بلکه آموزش صرف زبان مادری را نیز که در اصل ۱۵ قانون اساسی آمده است اجرا نمی کند واز بزرگداشت روزجهانی زبان مادری توسط غیرفارس ها جلوگیری می کند. روز هشتم اسفند سال ۱۴۰۳ طرح تدریس هفتگی دو ساعته ادبیات زبانهای مادری در مدارس ایران با رای مخالف ۱۳۰ نماینده از مجموع ۲۴۶ نماینده حاضر در مجلس شورای اسلامی رد شد.
عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و یکی از نمایندگان مخالف این طرح، آموزش ادبیات زبانهای مادری در مدارس را در تعارض با ” تمامیت ارضی” ایران معرفی کرده اند.
این طرح توسط نمایندگان آذربایجان پیشنهاد شده بود و شامل ۲ ساعت آموزش هفتگی بود، اما نماینده دولت به عنوان مخالف سخنرانی کرد و اکثریت نمایندگان نیز همسو با دولت، آن را تصویب نکردند. نگاه امنیتی به اصل ۱۵ قانون اساسی به رویکرد انحصار طلبانهی فرهنگستان زبان فارسی و شورای عالی انقلاب فرهنگی اجازه می دهد که حق میلیونها غیر فارس را پایمال کنند.
با در نظر گرفتن مخالفت دولت جمهوری اسلامی ایران با آموزش به زبان مادری ، آغاز سال تحصیلی برای کودکانی که وارد کلاس اول می شوند و زبان فارسی بلد نیستند ، روز ترس ودلهره می باشد ، زیرا آنان وارد محیطی می شوند که زبان آنجا را نمی دانند وباید همزمان ، زبان فارسی وخواندن و نوشتن آن زبان راهم بیاموزند. نا برابری بین یک دانش آموز فارس زبان و دانش آموزی که زبان مادری اش فارسی نیست ازاول ابتدائی شروع می شود و درشکل گیری شخصیت کودک تاثیر منفی ماندگار به جا می گذارد.
یونسکو توصیه میکند که آموزش رسمی کودکان در سالهای ابتدایی (حداقل ۶ سال اول مدرسه) به زبان مادری آنان انجام شود و سپس بهتدریج زبانهای ملی و بینالمللی وارد برنامه شوند.
این سازمان بر اساس پژوهشهای گسترده نشان داده است که یادگیری به زبان مادری باعث افزایش کیفیت آموزش، کاهش افت تحصیلی وترک تحصیل، تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی، وتسهیل یادگیری زبانهای دوم وسوم میشود.
در چشمانداز ۲۰۳۰، یونسکو زبان مادری را نه فقط یک ابزار آموزشی، بلکه حق بنیادین انسانی و عامل کلیدی تحقق عدالت آموزشی معرفی کرده است.
به استناد مرکز آمار، در ایران ۱۶ میلیون دانش وجود دارد که ۹ میلیون در دوره ابتدائی ، ۴ میلیون در دوره اول متوسطه و ۳ میلیون در دوره دوم متوسطه تحصیل می کنند و حدود یک میلیون نفر نیز بازمانده از تحصیل وجود دارد که به علت گسترش فقر درسال های اخیر بعضی ازخانواده ها قادر به تامین هزینه تحصیل کودکان خود نیستند و بازماندگان ازتحصیل هرسال زیاد ترمی شود . طبق آمارهای دولتی در ۵ سال گذشته تعداد کودکانی که از تحصیل بازمانده اند ۱۷% افزایش یافته است. ترک تحصیل نیز درمناطق غیرفارس فوق العاده زیاد شده است و آذربایجان غربی دومین استان از۵ استانی است که بیشترین ترک تحصیل دردوره ابتدائی را دارند. درگزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده که ازسال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۵ تا سال تحصیلی ۱۳۹۸-۱۳۹۹ تنها ۱۷۸ هزارو ۲۳۸ دانشآموز به چرخه تحصیل برگشتهاند که این آمار کمتر از ۵ درصد کل دانشآموزان بازمانده از تحصیل در این بازه زمانی است.
از جدیترین چالشهای چندسال اخیر آموزش وپرورش، کمبود معلم است. دربازههای مختلفی دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی کمترین تعداد دانشجو معلم را به خود جذب کردند و درسوی دیگر قصه کمبود معلم،تعداد قابل توجهی از معلمان بازنشسته شدند. بهگفته مسئولان وزارت آموزشوپرورش دولت سیزدهم، سالهای ۹۳ تا ۹۷، دانشگاه فرهنگیان نزدیک به تعطیلی بود و پذیرش دانشگاه ازسالی ۲۵هزارنفر به کمتراز۳هزارنفر رسید، یعنی در سالهایی که باید معلم تربیت میشد تا امروز از نتیجه آن در کلاسهای درس استفاده شود، از این ظرفیت استفادهای نشده است. اوایل مرداد امسال رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات آموزش وپرورش اعلام کرد که پایان سال ۱۴۰۴، ۶۴۰ هزار معلم بازنشسته خواهند شد و بازهم آموزشوپرورش قرار است با چالش کمبود معلم روبهرو شود. در این میان برای جبران کمبود معلم در آموزشو پرورش، سال ۱۴۰۲ دانشگاه فرهنگیان تنها ۲۵ هزار نفر خروجی داشت.
در تمام کشورهای پیشرفته ، آموزش وپروش ، اجباری ، مجانی و لائیک می باشد اما در جمهوری اسلامی حتی مدارس دولتی در شهر ها نیز که طبق قانون ، آموزش و پرورش باید مجانی باشند با عناوین مختلف شهریه های هنگفت برای ثبت نام طلب می کنند و به جای علم و زندگی ، درکتاب های درسی، جهاد وشهادت آموزش می دهند.
ماده ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید : دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد. شورای نگهبان از سال ۱۳۵۹ با رایگان شدن آموزش وپرورش برای همگان مخالف بود ، آنان فقط رایگان بودن مدارس دینی را قبول داشتند.
بعد از پایان جنگ ایران و عراق با گسترش مدارس خصوصی که اصطلاحا «غیرانتفاعی» نامیده می شوند ، حق ثبت نام های سرسام آور متداول شده، همچنین با توسعه دانشگاههای آزاد اسلامی پولی، اصل ۳۰ قانون اساسی زیر پا گذاشته شد و بعد ازآن با باز شدن مدارس لوکس برای فرزندان خانواده های مرفه ،عدالت آموزشی کاملا نادیده گرفته شد. هم اکنون در تهران وبعضی از مراکز استان ها مدارسی وجود دارد که کاملا طبقاتی هستند بعضی از این مدارس در کلاس یازدهم قبل از رسیدن دانش آموزان به سن سربازی ،ازدانشگاههای معتبردنیا برای دانش آموزان خود ، پذیرش می گیرند و برای ادامه تحصیل آنان را به خارج می فرستند.
سرانه اختصاصیافته دولتی به دانشآموزان مدرسههای دولتی، حدود ۱۶ میلیون تومان در سال است، در حالی که در برخی از مدرسههای غیرانتفاعی دوره ابتدایی در تهران، شهریههای ۱۴۰ میلیون تومانی دریافت میشود.
شکاف بین مرکز وپیرامون در عرصه آموزش آنقدر زیاد است که دراغلب استان های غیرفارس، کودکان مجبورند در کانکس و کپر، فارسی یاد بگیرند. درروستا های مراغه کودکان در کلاس هائی که از ورقه های فلزی سرهم بندی شده و اسمش را کانکس گذاشته اند، در گرما وسرما با آموزگارانی که اغلب طلبه دینی هستند ، درس می خوانند و گرانی کتاب ولوازم تحریرهم باعث می گردد که بعضی از خانواده ها نتوانند هزینه تحصیل فرزندان خود را تامین بکنند و کودک مجبورمی شود ترک تحصیل کند. در جمهوری اسلامی تنها مدارس دینی که تعدادشان روز به روز افزایش می یابد ، مجانی هستند . تبعیض در آموزش و پرورش و گران شدن هزینه تحصیل موجب شده که تنها ۷% قبولی های کنکور سراسری دانشگاهها ازمناطق غیرفارس باشد درعوض ۳۰% رتبه های اول کنکورفقط از شهر تهران می باشند که این امرمنجر به افزایش شکاف پرنشدنی بین مرکز و پیرامون در آموزش عالی می گردد.
نخستین گام برای اصلاح سیستم آموزشی، شناخت موقعیت کنونی ایران و وضعیت جهان است. باید دانست که دنیا اکنون درچه نقطهای قرار دارد، وایران درکجا ست وچگونه میتواند به جایگاهی برسد که باید درآن قرارداشته باشد هم اکنون کشورهای همسایه ایران سیستم ،آموزشی خود را به استانداردهای جهانی رسانده اند و از هوش مصنوعی در آموزش وپرورش استفاده می کنند اما مسئولین جمهوری اسلامی ایران سیستم آموزشی بین المللی موجود را به فرهنگ غربی رد می کنند و هر روز نیز از توسعه علمی جهان بیشتر فاصله می گیرند.
جمعیت حقوق بشرآذربایجان ـ ارک، دفاع از زبان مادری یعنی زبان ترکی آذربایجانی را در۱۶ سالی که از تاسیس آن می گذرد ، در سرلوحه فعالیت هایش قرار داده و در مجامع بین المللی از حقوق زبانی و به ویژه از آموزش به زبان مادری همه غیر فارس های ایران دفاع کرده وهمچنان برای به رسیدن به خواسته های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ومحیط زیستی آذربایجانی ها به مبارزات خود ادامه می دهد.
ضعف دولت ، ناکارآمدی سیستم حکومتی و ناترازی آب و انرژی و فاجعه محیط زیستی ، اقتصاد ایران را به مرز متلاشی شدن رسانده است واکنون تمام نیروی حاکمیت صرف حفاظت ازموجودیت رژیم با اتکا به زور می شود ، حقوق بشر نقض می گردد ومعیشت ، آموزش و بهداشت مردم برای ازاولویت های دولت محسوب نمی شود. آینده و رفاه همگان در گرو اصلاح سیستم آموزشی و استاندارد کردن آن بر اساس معیارهای بین المللی می باشد. جمهوری اسلامی ایران باید به سیستم آموزشی تبعیض آمیز وطبقاتی موجود پایان دهد.
جمعیت حقوق بشر آذربایجان ـ ارک
۲۰ ستامبر ۲۰۲۵
جمعیت حقوق بشر آذربایجان – ارک درباره حقوق بشر آذربایجانی های ساکن در ایران